شهر مانند يك موجود زنده محتاج نظم و ترتيب سيستمي و فعال و پوياست ، در صورتيكه هريك از سلولهاي اين پيكر بدرستي كار نكند مطمئنا موجبات ناراحتي يا بيماري را فراهم ساخته و در نتيجه نا آرامي و بيقراري و فرسودگي و خمودگي و .... را به دنبال داشته و زندگي را سخت و دشوار ميكند.

 به قول حكيم ابوالقاسم فردوسي

 " چو عضوي به درد آورد روزگار    دگر عضوها را نماند قرار    تو كز محنت ديگران بي غمي    نشايد كه نامت نهند آدمي "

 نظم و تربيت شهري شهروندان در شهر باعث راحتي و آسايش و زندگي آنان است.

 يكي از اصلي ترين نياز هاي شهر و شهروندان در زندگي ، شبكه هاي دسترسي و كنترل  ترافيك است.

 شهروندان اكثر شهرهاي دنيا با سنگيني ترافيك دست و پنجه نرم ميكنند و ساعاتي از وقتشان  در خيابان ها سپري ميشود ولي آنها داراي  نظم و تربيت شهري هستند و اين سنگيني ترافيك براي آنها قابل تحمل تر است تا ما .

نقش قوانين بازدارنده ، درقانونمندي و فرهنگ سازي و تربيت شهري شهروندان شهرهاي پيشرفته بسيار پر رنگ بوده است.